قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

577

تاريخ الفي ( فارسى )

مىگرفت و هيچ احدى را نكشت مگر جماعتى از يهود كه اسلام آورده و بعد از آن مرتد شده بودند . ايشان را بالتمام كشت و بسوخت . چون جارية بن قدامه خاطر خود از بيعت اهل يمن فارغ ساخت باز به جانب مكّهء معظّمه روان شد و سه روز در مكّه مقام كرد و از اهل مكّه مجدّدا بيعت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را گرفت و ايشان به سمع و طاعت تلقّى نموده باز مجدّدا به مراسم بيعت امام المتقين قيام نمودند . بعد از آن روى به جانب مدينه آورد . « 1 » چون نزديك رسيد مردم مدينه به استقبال او بيرون آمدند و مراسم شكر او به جاى آوردند . پس جاريه گفت : اى اهل مدينه ! من مىدانم كه ميان شما جمعى هستند كه بدانچه بسر بن ارطاة از جور و ستم به شما كرده خوشحالى مىكنند . به خداى سبحانه و تعالى اگر مىدانستم كه آن كدام طايفه‌اند به نوعى ايشان را تنبيه مىنمودم كه جميع منافقان عبرت مىگرفتند . امّا ، چون به تحقيق و خصوص نمىدانم ، در ايذاء و تأديب آن جماعت از روى گمان شروع نمىتوانم كرد ؛ امّا اگر بعد از اين معلوم شود سزا و جزاى آن گروه منافق به نوعى كه لايق و سزاوار ايشان است داده خواهد شد . پس از اهل مدينه مجدّدا بيعت امير المؤمنين گرفت و به جانب كوفه روان شد . چون به شرف خدمت امير المؤمنين و امام المتّقين اسد اللّه الغالب علىّ بن ابى طالب رسيد و كيفيت احوال تقرير نمود ، حضرت امير المؤمنين او را پسنديده داشت و ثناها و محمدت بسيار گفت . [ 79 الف ] و چون موسم حجّ نزديك رسيد امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كسى نزديك عبد اللّه بن عباس فرستاد كه : بايد در بصره يكى از معتمدان را نايب خود گذاشته متوجّه مكّه شوى و طوايف عالم [ را ] كه به موسم حجّ رسيده باشند امامت كنى و به اداء شرايط حج به نوعى كه از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، به تو رسيده قيام نمايى . چون عبد اللّه بن عباس بر مضمون مكتوب امير كل امير واقف شد در ساعت ابو الاسود الدئلى و زياد بن ابيه « 2 » را بخواند و گفت : من به اشارت امير المؤمنين به مكّه مىروم تا به شرايط حج امامت قيام نمايم و مناسك حج به اقامت رسانم . شما هردو را در تقديم مهمّات و مصالح دين و ديانت نايب خود گردانيدم . ابو الاسود به شرايط نماز و لوازم امامت قيام مىنمايد و زياد بن ابيه تيمار مهمّات دنياوى مىدارد و مالى كه مقرّر و معيّن است حاصل [ مى ] كند . بايد كه هردو در موافقت يكديگر در رعايت جانب رعايا مبالغه نماييد و چنان كنيد كه در غيبت من هيچ خلل به اعمال دينى و أشغال دنياوى راه نيابد بلكه بايد كه به اهتمام هر

--> ( 1 ) . نويرى گويد : به مردم مدينه پيشنهاد كرد با امام حسن ( ع ) بيعت كنند كه چنان كردند ؛ - نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 41 . معلوم مىشود كه اين واقعه پس از اتفاق شهادت على ( ع ) و رسيدن اين خبر به جاريه در مدينه بوده است . ( 2 ) . م : زياد بن اميّه .